تبليغاتX
Max magician - از خونه به کار و برعکس.

Max magician

همینه که میبینی. شرح نداره.

از خونه به کار و برعکس.

صبح ساعت 7 با صدای گوشنواز بک عدد ساعت دیجیتال یا غیر دیجیتال که داره یه جورایی بهت تیکه میاد که خیلی تنبل و بی خاصیتی از خواب ناز میپری. هنوز گیج گیجی که میفهمی وایییییییییییییییی باید بری سر کار. چه شروع قشنگی! با عجله و دست پاچه کارات رو انجام میدی و بالاخره ساعت 7:30 از خونه میزنی بیرون. حالا خیلی خنده دار میشه وقتی خونه جایی ساخته شده باشه که بهش بگن خارج از شهر و گاهی برای تفنن و تفریح یکی دو تا تاکسی اونم به فاصله زمانی 12 ساعت بیاد و بره. بعد از گذشت 45 دقیقه انتظار برای ماشین در حالی که از شدت گرما زبونت داره روی زمین کشیده میشه صدای بوق یه ماشین رو که به همراهش داره واست چراغ میده رو میشنوی و میبینی و از شدت شعف و خوشحالی مثل شخصیت های کارتون تام و جری به حالت نیمه خل داری پرواز میکنی. Shocked 

 

خیلی خوشحالی که سوار ماشین شدی و داری باد میخوری. اما تا میای لذت ببری میبینی که باید از تاکسی بیای پایین. به زور دست تو جیب مبارک میکنی و اون ته مونده پول اول برج رو به راننده میدی. خب این فقط یه شروع بود. بعد از اینکه 10 دقیقه پیاده روی کردی تازه به ایستگاه اتوبوس میرسی. یعنی بخش دوم مصیبتت. Scared 1 

تا همین جا برای امروز بسه. بقیش برای یه روز دیگه.





+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 22:51  توسط Max  |